
يادداشتهای [ به کام ما این « سپند روز» دوست داشتنی]
shimbala
دوستت دارم دوست گلم
------------------------------------------شيم
فکر مي کنم اولين بار است ...اينجا مي آم ...البته کمي حواس پرت هم هستم...به هر -دوستش داشتم-....همه ي پستهاتو خوندم خسته نباشي
رضا
شرمنده نمي دونم چرا اينقدر زياد شد....احتمالا به خاطر دوست داشتن بوده....
و از همین کلام به ظاهر ساده اما سنگین و صقیل چه کارها که سر نمی زند.
سلام. با اجازه اسمتان در وبلاگ ما برده شده است!
تلاشت دیدنی و پشتکارت ستودنی است.خسته نباشی.
امسال که گذشت.سال بعد زودتر به فکر بيفت.
سپندار روزتان مبارک!
سرکار علیه پونه خانوم آیا بنده وکیلم بلاگ شما را به مهر و صداق یک کامنت در هر پست به عقد و نکاح دایم بلاگ خود در آورم؟
سپند روزت همراه با بهترين آرزوها مبارک دوست عزيز
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
قضیه اینه که همه همین حرف رو می زنن و گمان می کنند که تنها خود عاشقند و بس. لیک به هر کدام که می نگری برای خود عالم عاشقیی دارد . یک وقتی گفته بودم که : عشق تنها خون دل خوردنی ست ، که شیرین است . وقتی عاشق شدی زبانت لال می شود از هیبت عشق و ابدیت آن و در مقابل آن همه بی نهایت چه تعریفی می تواند داشته باشد عاشق . گیرم که دیوانه وار فریاد زد که من اویم . او من است . برای خلقی که او را نفهمند تنها یک معنی تداعی می شود که او دیوانه است . وهر کس چنین دیوانه وار از عشق و عاشق و معشوق - که همه یکیست در اصالت عشق - بگوید ، خلقی که نمی فهمندش او را سزاوار دار می دانند . و هر کس کشته شد لابد جرمش اینست که اسرار هوایدا می کرد . همه کس که سر عشق را نمی داند ..... بهتر که هیچ نگویم .... همین و و لاغیر ....
پونه
با اجازه بزرگترها ...