
يادداشتهای [برفیه ه ه ه ه ه !]
ندا
کنار یه دوست خوب
معمولا خندانم ولي بعضي اوقات اين برف دوست داشتني قيافه آدم را بدجوري درهم مي کند.
برف نو برف نو سلام سلام.بنشین خوش نشسته ای بر بام...
برف ها که ببارند پاک مي کنند انچه به جا گذاشته اند کلاغ ها.
برف که مي بارد سفيد مي کنند سياهي ها را
برف که ريخت فراموش مي کنم گرماي
برف آب مي شود
چه زود دوباره خودمان مي شويم
وای اون آش ـ از همه چیز بیشتر میچسبه حیف که نباید زیاد خورد...lol
چطور تونستيد با چندکلمه، فقط جمع چند واژه، اين همه خاطره رو يه جا سر بديد تو مغز من خواننده...
سلام. خودزني يکي از حرفهام را به اطلاع کليه دوستان ميرسانم.
... اون برفیه .. منم ..
منم نمی دونستم تو وبلاگ داری...