
يادداشتهای [تنهای بی سنگ صبور...]
قبح دروغ از بين رفته. توي روز روشن خلاف نظرمان را به خوردمان مي دهند. واقعا که چه دنياي رو به زوالي داريم.
تکبير برادران!
چند دفعه سنتوريو ديدي؟ خرجت زياد ميشه ها. اين ميرزا پيکوفسکي چه خوبه. خوشمان آمد. من بدجوري اس ام اس لازم شده ام! اصلا قفل کرده ام. جمعه ام که کافه تعطيله. دلم تنکيده براي تو. ۲شنبه ميايي بريم چهلتن؟
حق ما بوده است پوسیدن و پامال شدن در زبانبازی آتش دهنان لال شدن
سلام.امیدوارم حالتان خوب باشد.
حال ما نیز خوب است(اما تو باور مکن !)
بایست مواظب باشیم پرمان به پرشان گیر نکند.همین
حامد دوشنبه واسه ماشين نو سور ميده. هرکي زودتر رسيد جا بکيره.
ممکنه يک کتاب يا فيلمي که ممنوع نيست خواننده و بيننده نداشته باشه ولي نشده که ممنوع شده ها سرشون بي کلاه بمونه.
به اين روش حذفي مي گويند گل لگد کردن!!!!
شايد تنها چيز قابل تحمل اين فيلم همين يك ترانه باشه!